اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
خانه » اس ام اس » اس ام اس های خنده دار وایبری فروردین 94

اس ام اس های خنده دار وایبری فروردین 94

http://www.javanfa.ir/wp-content/uploads/2015/04/%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8.jpg

سری جدید و خواندنی از اس ام اس های خنده دار و باحال 94

مجموعه پی ام های خنده دار و سرکاری وایبری فروردین 94

داداشم میگه:

یه روز دیدم دختر همسایمون تو دانشکاه پیش دوستاشه.

گفتم بزار اذیتش کنم.هندزفری رو گذاشتم و رفتم پیشش و مکالمه ای صورت گرفت.به این شکل.

من:سلام

دختر همسایمون:سلام

-خوبی؟

-به لطف شما

-میای بریم استخر؟

-خفه شو بی ادب

-منم هندزفری رو در آوردم و بهش گفتم با منی؟

هیچی دیگه … الان 2 ماهه داریم تو افق و عمود و مورب دنبالش میگردیم

خونوادش نگرانن

…………

آقا ما تو همسايگيمون يه ميوه فروش داريم ، ي روز دكتر داروخونه بقلي ازش خواسته بود

2 كيلو خيار بده خونشون ، اونم دوكيلو بادمجون تو نايلون مشكي فرستاه بود خونشون .

در پاسخ اعتراض آقاي دكتر ا، گفته بود : «خيار نداشتيم مشابهشو فرستادم !!!»

عمراً آقاي دكتر تا اين حد قانع شده باشه !!!

……………………

امتحان داشتم انقدر درس خونده بودم گفتم دیگه 20رو شاخشه

رفتم امتحان همه سوالا رو جواب داده بودم مونده بودم رو یه سوال هرچی فکر میکردم یادم نمیومد

انگار تا حالا ندیده بودمش خیلی هم دوس داشتم 20شم جواب سوال اسم یه نویسنده بود

همینطوری منتظر معجزه بودم که یه پسره پاشد برگشو بده برگشت گفت بنویس” امیر رادمهر”

منم ذوق مرگ شدم پاشدم پشت سر پسره برگه رو دادم رفتم بیرون….

من:مرسی که جوابو بهم گفتید حالا مطمئنید جواب درست بود دیگه؟؟؟

پسره:نه بابا من اصلا درس نخونده بودم دیدم خیلی داری به خودت فشار میاری گفتم تا سکته نکردی نجاتت بدم

من:دروغ میگی؟!!پس اون اسمه که گفتی چی ؟!

پسره:چاکر شما بنده امیر رادمهر هستم کاری باری هست درخدمتم

من:دردِ مرض هستم !! مگه مریضی دیوونه!!

پسره(با یه لبخند مسخره):حالا حرص نخور اتفاقا تو فکرشم یه کتاب بنویسم

نه آخه این هم دانشگاهی من دارم؟؟!!!

…………………

چند روز پيش امتحان حسابدارى صنعتى داشتم و شديدا ديرم شده بود!!!

داشتم از خيابون رد ميشدم يه خانومى تو پياده رو با سگش داشت راه ميرفت

و خيلى شيک و مجلسي سگه انگار استخون ديده باشه جلوى من رو گرفت هاپ هاپ کرد ^_^

داشتم تو دلم مى گفتم سوسک طوله برو کنار ميخام رد بشم که يهو خانومه زنجيره سگه رو کشيد گفت :

“جسى جان قربونت بشم بيا کنار وايسا عمو ميخاد رد بشه!!!^_^

به جان خودم هنوز موندم بهم احترام گذاشت يا خرابم کرد ^_^

………………………..

تو اتوبوس نشسته پودم پیرزنه ازم پرسید: مادر کجا درس میخونی؟

گفتم: اهواز مادرجون.

گفت: شیراز؟

گفتم: نه اهواز.

گفت: آها کجای شیراز میخونی؟

گفتم: اهوازمیخونم

گفت: گفتی کجای شیراز؟

دیدم زشته صدامو بلندکنم گفتم: آره شیراز میخونم

گفت: پس چرا هی میگی اهواز !؟

قیافه ی منو دیگه خودتون تصور کنین!!!

…………………سـر جـلـسـه امـتـحـان ریـاضـی بـودیـم بـعـد یـه سـاعـت دخـتـره گـفـت:

بـبـخـشـیـد اسـتـاد مـن بـرگـم پـر شـد جـا نـدارم کـجـا بـنـویـسـم…..

مـنـم بـلـنـد گـفـتـم: بـیـا پـا تــخـتـه بـنـویـس جـا دار تـره…..

نـمـیـدونـم چـرا جـابـه جـام کـردن گـذاشـتـنـم رو بـه رو دیـوار…..

ولـی خـدایـش تـو بـرگـه خـودم نـقـاشـی کـشـیـده بـودم جـا نـداشـت وگـرنـه مـیـدادم بـهـش….

………………

خداوندا هرخریتی را تجربه کردیم به جز

.

.

.

(خرپولی)

آنرا نیز به ما عطا فرما !!!

بلندبگو !!! امین

………….

” حتمن حکمتی توش بوده ! ” چیست ؟

جمله ایست که یک ایرانی بعد از گند زدن در کاری می گوید

……………

میدونید جمله خانما مقدم ترن از کی رواج پیدا کرده…؟؟؟

از زمان غار نشینی اول زنارو میفرستادن تو غار که اگه حیوونی تو غار بود اول زنارو بخوره.

نخند جمله تاریخیه”

………………

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﺗﺎﻭﺍﻧﺶ ﺭﺍ من ﻧﺪﻫم!

امضاء : عمه !!!

………..

مورد داشتیم پسره تو صف بانک به دختره گفته چند نفرجلوتن

دختره برگشته گفته والا دوتا خواهر بزرگتر دارم که جلوم هسن

ولی اشکال نداره اگه میخای بیا منو بگیر

نخندین خب حق دارن شوهر دوست داره

……………

عاقا دیشب بیخوابی زد به سرم،

منم زدم تو سرش …

بی تربیت رو من دست بلند میکنه

……………

ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﻦ: ﺣﺎﻻ ﺑﯿﺎ ﺑﻌﺪﺍ

ﻣﯿﺸﻮﺭﯼ !!!!….

ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﺍﻗﺎﯾﻮﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻢ

………………

یه روز رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم

یه دختره اومد آمپول بزنه، معلوم بود که خیلی تازه کاره !

همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش ، لرزون لرزون اومد

سمت من و گفت:

” بسم الله الرحمن الرحیم “

منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم:

” اشهدأن لا إله الاالله “

هیچی دیگه…

انقد خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدا رو شکر یکی دیگه اومد زد….!!!!!

……………….

پسر نشدیم حداقل . . .

.

.

.

همین که پسر نشدیم بزرگترین نعمته به قرآن !

……………..

امروز با نامزدم رفتم رستوران

.

.

.

.

.

.

.

شوخی کردم بابا خودکشی لازم نیس.

یه نفس عمیق …. من هنوز مجردم خیالتون راحت باشه

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید کریو خرید فیلتر شکن انجام پایان نامه ارشد
استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع امکانپذیر است. این سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی میباشد و تمام فعالیت های این سایت طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. - طراحی شده توسط پارس تمز