حوادث چون روزها سپری می شوند.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
خانه » سرگرمی » داستان » داستانک کوتاه و طنز از بهلول و مسجد

داستانک کوتاه و طنز از بهلول و مسجد

http://www.javanfa.ir/wp-content/uploads/2015/04/%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D9%84%D9%88%D9%84.jpg

حاکیت های جالب و خواندنی از بهلول و کارهایش

کارهای عجیب بهلول و داستان بهلول و مسجد

می گویند: مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟

گفتند: مسجد می سازیم. گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا.

بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و

روی آن نوشتند «مسجد بهلول» شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد.

سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول».

ناراحت شدند؛ بهلول را پیدا کردند و به باد کتک گرفتند که زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد می کنی؟

بهلول گفت: مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟

فرضا مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام، خدا که اشتباه نمی کند!

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید کریو خرید فیلتر شکن انجام پایان نامه ارشد
خرید وی پی ان خرید کریو
استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع امکانپذیر است. این سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی میباشد و تمام فعالیت های این سایت طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. - طراحی شده توسط پارس تمز