نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵
خانه » اخبار روز » آزار و اذیت شدید یک کودک پنج ساله توسط خانواده اش

آزار و اذیت شدید یک کودک پنج ساله توسط خانواده اش

آزار و اذیت شدید یک کودک پنج ساله توسط خانواده اش

آزار و اذیت یک کودک پنج ساله به وسیله ی پدر و مادرش از زبان خود کودک

خبر دردناک آزار جنسی و کتک زدن کودک 5 ساله

دادستانی تهران رسیدگی به پرونده کودکی را که آزار جسمی و جنسی دیده و دچار شکستگی‌های متعدد شده‌ است، آغاز کرد.
به گزارش روز نو، این کودک پنج‌سال‌و‌نیمه، که در بیمارستانی تخصصی در تهران بستری است، هفته گذشته به‌دلیل شکستگی‌های متعدد در نواحی مختلف دست‌هایش و همچنین سوختگی پاها و دست‌ها، تحت درمان قرار گرفت.
این کودک در مصاحبه با کارشناسان پزشکی قانونی گفته است از سوی برخی اقوامش، آزار جنسی نیز دیده است. این پسربچه یک هفته قبل توسط پدر و مادرش به بیمارستان برده شد. آن‌طور که مادر کودک به پرستاران گفته ‌است، وی ابتدا متوجه تورم دست‌های بچه‌اش شد و او را نزد پزشکی در شهر خودشان در استان اصفهان برد. آن پزشک بعد از بررسی وضعیت کودک اعلام کرد، او به عمل جراحی نیاز دارد، به‌همین‌دلیل کودک را به شهر اصفهان منتقل کردند، اما درمان‌های انجام‌شده در این شهر نیز کافی نبود.
به‌این‌ترتیب او به بیمارستانی تخصصی در تهران منتقل شد. بعد از عکس‌برداری از کودک و معاینه دقیق بدن او مشخص شد، دست‌های این کودک شکستگی‌های وسیع کهنه و جدید در قسمت‌های بازو، آرنج و مچ دارد. مادر پسربچه مدعی است این شکستگی‌ها بر اثر پرتاب‌شدن کودک از روی تاب و سرسره ایجاد شده ‌است.
همچنین آثار زخم‌های کهنه‌ای هم روی سر کودک مشاهده شد که مادر او ادعا کرد این آثار نیز ناشی از شکستگی به‌خاطر زمین‌خوردن ‌است. با توجه به وسعت شکستگی‌ها، پزشک دستور آزمایش تراکم استخوان و کلسیم این کودک را صادر کرد، اما آزمایش‌ها نشان داد او کاملا سالم است، ضمن اینکه نوع شکستگی‌ها نشان می‌داد ضربه‌ای سنگین‌تر از زمین‌خوردگی به این کودک وارد شده‌ است و افتادگی از تاب و سرسره نمی‌تواند کودک را دچار شکستگی‌های وسیع بکند، به‌همین‌دلیل پزشک معاینه‌کننده این کودک از همکاران دیگر خود برای معاینه دقیق کمک خواست و تیم پزشکی دراین‌باره تشکیل شد.
تن‌پیمایی از این کودک نشان داد قسمتی از کمر و پشت ران یکی از پاهایش سوخته ‌است، ضمن اینکه آثار سوختگی با سیگار هم روی یکی از دستان کودک وجود دارد، بنابراین پزشکان از متخصصان پزشکیِ قانونی هم درخواست کمک کردند. آنها بعد از بررسی وضعیت کودک ضمن تأیید اینکه به پسربچه آزار جسمی رسیده و کودک‌آزاری اتفاق افتاده ‌است، به مسئله دیگری نیز درباره او پی بردند آنها در مصاحبه با کودک متوجه شدند، او توسط چند نفر از پسران فامیل آزار جنسی هم دیده است و زمانی‌که خانواده کودک موضوع را متوجه شده‌اند، او را به‌شدت کتک زده‌اند. پزشکیِ قانونی آزار جنسی را تأیید، اما اعلام کرد این آزارها در حد تجاوز نبوده است.
در‌همین‌حال پسربچه مدعی شد پدرش او را کتک می‌زند، اما مادر او دیروز گفته‌های پسرش را انکار کرد و گفت: «شوهرم پسرش را خیلی دوست دارد، البته گاهی او را تنبیه می‌کند؛ مثلا وقتی فهمید چند نفر از اعضای فامیل به بهانه بازی او را به گوشه‌ای برده‌اند و آزار داده‌اند، عصبانی شد و بچه را کتک زد و در اتاق زندانی‌اش کرد، اما بچه‌ را تا این حد اذیت نمی‌کند که مجبور شود شبانه‌روز در بیمارستان بماند، البته گاهی عصبانی می‌شود و من را هم کتک می‌زند، اما این اتفاق خیلی‌کم رخ می‌دهد. بچه خیلی شیطنت می‌کند و کنترل‌کردن او مشکل است، ولی من سعی می‌کنم از پسرم مراقبت کنم».
بنابر این گزارش، بعد از اینکه پزشکیِ قانونی تأیید کرد این پسر قربانیِ کودک‌آزاری است، دادستانی تهران برای بررسی این پرونده وارد عمل شد.
گفت‌وگو با کودک ٥ساله
روز گذشته پسربچه،‌ که هنوز در بیمارستان بستری بود، در حالی‌ که به‌ شدت وحشت‌ زده‌ بود و دوست نداشت به سؤالاتی درباره نحوه آسیب‌ دیدنش پاسخ دهد، تأیید کرد پدرش او را ضرب‌ وجرح کرده است.
‌می‌دانی چند سالت است؟
پنج سال.
‌چرا در بیمارستان بستری هستی؟
دستانم درد می‌کند، مامانم من را به بیمارستان آورد.
‌چرا دستت ورم کرده است؟
از تاب، زمین خوردم. یک‌بار هم از سرسره افتادم.
‌این اتفاقات چطور رخ داد؟
نمی‌دانم.
‌بازهم از جایی افتاده‌ای؟
یک‌بار از کابینت افتادم و سرم شکست.
‌پاهایت چرا سوخته است؟
نمی‌دانم.
‌کسی سوزانده است؟
نه در حمام آب جوش روی پایم ریخت.
‌دستت چرا سوخته است؟
(با اشاره، علامت سیگار‌کشیدن را نشان می‌دهد).
‌چه کسی در خانه‌ شما سیگار می‌کشد؟
بابام.
‌ این سوختگی چطور به‌وجود آمد؟
(با اشاره نشان می‌دهد سیگار روی دستش خاموش شده است).
‌چرا پدرت این کار را کرد؟
می‌گفت بخواب، نمی‌خوابیدم عصبانی شد.
‌پدر و مادرت را دوست داری؟
بله، بابام را یک‌ دانه و مامانم را پنج تا. بابام عصبانی است. من را به اتاق می‌اندازد و شام نمی‌دهد (با دست علامت سیلی‌زدن را نشان می‌دهد) بعضی وقت‌ها که عصبانی می‌شود این کار را می‌کند.
‌دستت چرا شکست؟
نمی‌دانم.
‌کسی زد؟
نه بابام فشار داد. یک چیز دیگه هم شد در گوش‌ات می‌گویم (پسربچه توضیح داد توسط چند نفر از اقوامش آزار جنسی دیده ‌است).
اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


خرید کریو خرید فیلتر شکن انجام پایان نامه ارشد
خرید وی پی ان خرید کریو خرید vpn
استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع امکانپذیر است. این سایت ثبت شده در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی میباشد و تمام فعالیت های این سایت طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. - طراحی شده توسط پارس تمز